X
تبلیغات
اهل ظهور

اهل ظهور
 
قالب وبلاگ
 

 

                             

خداوند ، می اندیشم امروز آن روز است که پس از مرگ وخفتنی کوتاهتر از زندگانی کوتاه دنیا زنده وحاضر بازگشته ودر محضرت حاضرم .شگفتم نیست از این که آنچه حتی خود از کردارم خاطرم نیست را پیش چشمم می آوری ورونمایی می کنی که پیش تر وعده کرده بودی که کردار گذشته وآثار وجودی آینده ام را همه ثبت خواهی کرد . اما شگفت وحیرت از خویش


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم مهر 1392 ] [ 21:9 ] [ سمیه ]

پنج شنبه يا جمعه عيد مي شود واين عيد هم مثل هزار وصدوهفتاد ونه عيد ديگر ، بايد بدون مولا نمازش را بخوانيم ودعا كنيم سال آخر غربت مولايمان باشد .روز عيد فطر چيزي را كه سال ها منتظرش هستيم را از خدا بخواهيم .

عيد سعيد فطر بر همه ي مسلمين مبارك باد.

اللهم عجل لوليك الفرج

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 23:51 ] [ سمیه ]
 

پروردگار، روزی اهل روزگار در این روز وهر روزگار از جانب تو وبه دست روزی رسان وروزی دهنده تو بوده است. من آدمی روزی از تو می گیرم وشکر کرده وناکرده روزگار می گذرانم . بی آنکه بیاندیشم عظمت وقدرت واقتدار ابدی تو را که این گونه


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 23:36 ] [ سمیه ]
 

 

  خداوند ، خوب می دانم که گام در مسیری نهاده ام که مقصدش با تو نسبتی دارد وهر چند خیال کردم گام هایم به سمت افقی بی بازگشت می روند، اما این افق واین انتها از بدو حرکت وآغازین گام بازگشت مطلق بوده است


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 23:30 ] [ سمیه ]

 

چه کسي مي‌رسد به داد دلم، راهکاري به من نشان بدهد

ها! بمانم و يا...، دلم گويي، باز هم بايد امتحان بدهد

پشت اين توري خزاني رنگ، کي بهار آمد و به تندي رفت

چه کسي مي‌تواند از اين باغ، سبدي دست ارغواني بدهد؟

فصل باراني که مي‌رسد از راه، دلم از شرم آب خواهد شد

کوزه ابر اگر که نتواند، جرعه‌اي دست استکان بدهد

رنگ مي‌گيرد از شقايق‌ها، هر که با عشق نسبتي دارد

سايه‌اش مستدام ساقي‌ ما، ساغري تا به دستمان بدهد

پر احساس خيس بارانم، پُر حسّ شگفت روييدن

باد بايد که همّتي بکند، تا تکاني به آسمان بدهد

روي بوم شب اين که مي‌بيني، نقشي از آفتابگردان است

تا در اين حجم تيرة ترديد، خطّ خورشيد را نشان بدهد

اي مسافر! اميد ما با توست، باز گرد و زمانه را درياب

چه بگويم که عيد ما با توست، دور گردون اگر امان بدهد

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 23:1 ] [ سمیه ]
 

عدالت  كوچ كرده ،دوباره در سايه ي ذوالفقار علي عليه السلام كه در دست مهدي (عج) است خواهد آمد . ان شاء الله

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

اي شاه اقليم وجود امروز اميرالامراء جزتوكسي نيست

برناله ي دل غيرتوفريادرسي نيست

تو يوسف گمگشته واسلام چويعقوب

بهر پدرپيرتو،ديگرنفسي نيست

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ
ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 22:56 ] [ سمیه ]
 

شنيدستم سليماني ز يك  مور

قبول تحفه كرد اي مهدي(عج) نور

من آن مور ضعيف وناتوانم

كه جانم را برايت هديه دارم

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

يا اين دل شكسته ي مارا صبور كن

يا لااقل به خاطرزينب ظهور كن

ديگربتاب از افق مكه ، ماه من

اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ
ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 22:44 ] [ سمیه ]
 

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

يارب عيد است عطا برهمه ده

بر ماتم واندوه همه خاتمه ده

پايان غم همه ظهور مهدي(عج) ست

تعجيل فرج به مهدي(عج) فاطمه ده .

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

 اذان جمكران شوري به پاكرد

دلم را از غم عالم جدا كرد

صبا را گشته بودم محرم راز

مرا با رمزغيبت آشنا كرد

بخوان در دل تمناي فرج را

بگو شايد نگاهي هم به ما كرد

 ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ


ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 22:22 ] [ سمیه ]
 

 

يكي از جمعه ها جان خواهد  آمد

به درد عشق درمان خواهد آمد

غبار از خانه هاي دل بگيريد

كه بر اين خانه مهمان خواهد آمد

 

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

 

كي شود در ندبه هاي جمعه پيدايت كنم

گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت كنم

مي نويسم روي هرگل نام زيباي تورا

تاكه شايد اين شب جمعه ملاقاتت كنم

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 12:4 ] [ سمیه ]
 

 

باز هم جمعه اي آمد خبر از يار نشد

به كجا شكوه برم ، موعد ديدار نشد

در فراق رخ ماهش بنشستم ليك

مرهمي بر دل شيدايي تب دار نشد

صبر تاكي ، چه زمان ، اي به فداي قدمت

ظلم تا كي به بشرمطلع دلدار نشد

ۓ ₪ۓ ₪ۓ  اللهم عجل لوليك الفرج ۓ ₪ۓ ₪ۓ

اي كه ياقوت حجازي وعقيق يمني

گل خوشبوي جدامانده ز چشم چمني

خوبرويان فلك منتظر وصل تواند

حيف باشد باشد كه بيايي به دعاي چو مني

شمع در دست گرفتم كه رهم گم نشود

غافل از اينكه تو شمع ره هر انجمني

يوسف فاطمه بازار جهان جاي تو نيست

كو خريدار چنين گوهر سنگين ثمني

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 11:54 ] [ سمیه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • بیا اینجا
  • آریس دی ال